أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

36

آثار الباقيه ( فارسى )

به اين تاريخ نيازمند شده و گمان كرده كه توفان هنگامى بوده كه كواكب در آخر حوت و اول حمل گرد آمده بودند و ابو معشر در اين وقت مواضع ستارگان را استخراج كرد و ديد كه همه كواكب از آغاز بيست و هفتمين درجه‌ى حوت تا آخرين درجه‌ى اول حمل جمع شده بودند اين بود كه اين مرد بر اين گمان شد كه فاصله‌ى توفان تا آغاز تاريخ اسكندر دو هزار و هفتصد و نود سال و هفت ماه و بيست و شش روز مكبوس بوده و اين گفتار به رأى نصارى نزديكتر از ديگر آراء است هرچند از ساليانى كه اصحاب نجوم استخراج كرده‌اند دويست و چهل و نه سال و سه ماه كمتر است و چون نزد ابو معشر به طريقه‌اى كه او رفته مسلم گشت ادوارى را كه منجمان ادوار كواكب مىگويند سيصد و هشتاد هزار سال بوده كه دور نخستين صد و هشتاد سال بيش از توفان مىباشد از راه نادانى حكم كرد كه توفان در هر صد و هشتاد هزار سال يك مرتبه وقوع يافته و در آينده نيز چنين خواهد بود . ابو معشر اين ادوار كواكب را جز از مسيرهاى كواكب كه جز بارصاد اهل فارس به دست مىآيد بيرون نياورده و با ادوارى كه نتيجه ارصاد هند است كه معروف به ادوار سند و هند مىباشد مخالف است و نيز با ايام ارگبهر « 1 » و ايام اركند مخالف

--> ( 1 ) - اولا مراد ما از ( ايام ) در اينجا روزهائى نيست كه مقابل شب است بلكه مقصود سالها است و اين اصطلاح هندى است كه به سالها روز مىگويند و ابو ريحان در ماللهند مىگويد كه در كتاب بشن دهرم از ماركند يو نقل شده كه تجن از او پرسيد عمر براهم چه‌قدر است او در پاسخ گفت كه كلپ روز براهم است و چنين كلپ شب براهم است و هر هفتصد و بيست كلپ يكسال برهمن است و تاكنون صد سال از عمر براهم مىگذرد . اكنون كه دانستيم مراد از ايام سال است نه روز معمولى بايد ديد ارجبهر و اركند كيستند ؟ ابو ريحان در كتاب هند مىگويد كه كوبت كال قومى شرير بودند و هنديان به انقراض ايشان تاريخ گذاشتند و بلب آخرين مردى از ايشان بود و تاريخ آنها دويست و چهل و يكسال از شككال كمتر است و تاريخ منجمين پانصد و هشتاد و هفت سال متأخر از شككال است و زبج كند كاتك كه معروف باركند است بر اين تاريخ مبتنى است و تفصيل اين قسمتها را بايد در كتاب هند ديد . اما ارجهبر ابو ريحان مىگويد كه اين كلمه ارجهبد بوده و هنديان اين دال را